تبلیغات
بگذار حرف بزنم... - ماه من ، غصه چرا . . . !!
به سه چیز تکیه نکن ، غرور، دروغ و عشق.آدم با غرور می تازد،با دروغ می بازد و با عشق می میرد

ماه من ، غصه چرا . . . !!

یکشنبه 21 خرداد 1391 02:48 ب.ظ

نویسنده : ماهدخت . . .
ماه من ، غصه چرا ؟؟؟

آسمان را بنگر ،که هنوز ، بعد صد ها شب و روز ، مثل آن روز نخست

گرم و آبی و پر از مهر ،به ما می خندد

یا زمینی را که دلش ؛از سردی سرمای خزان

نه شکست و نه گرفت

بلکه از عاطفه لبریز شد و

نفسی از سر امید کشید

و در آغاز بهار ،دشتی از یاس سپید

زیر پاهامان ریخت ،

تا بگوید که هنوز ،پر امنیت احساس خداست

ماه من غصه چرا ؟؟

تو مرا داری و من

هر شب و روز

آرزویم ،همه خوشبختی توست

ماه من ،دل به غم دادن و از نا امیدی سخن ها گفتن

کار آنهایی نیست ،که خدا را دارند

ماه من ! غم و اندوه ،اگر هم روزی ،مثل باران بارید

یا دل شیشه ایت ،از لب پنجره ی عشق ،زمین خورد و شکست

با نگاهت به خدا ،چتر شادی وا کن

و بگو با دل خود ،که خدا هست ،خدا هست !

او همانی است که در تارترین لحظه ی شب

راه نورانی امید ،نشانم میداد...

او همانی است که هر لحظه ،دلش می خواهد ، همه ی زندگی ام

غرق شادی باشد...

ماه من !

غصه اگر هست بگو تا باشد !!!

معنی خوشبختی

بودن اندوه است !....!

این همه غم و غصه ،این همه شادی و شور

چه بخواهی و چه نه ،میوه ی یک باغند !

همه را با هم با عشق بچین ...

ولی از یاد مبر

پشته هر کوه بلند،سبزه زاری است پر از یاد خدا ..




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -